كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
145
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
فكر كردند ، كه من تدارك جشن نوروز را مىبينم . كلانتر پرسيد ، نوروز چه موقع است ؟ ( نوروز ايرانيها همان روزى است ، كه در عهد باستان بوده است . ) به كلانتر گفتم ، كه چند روز ديگر طول شب و روز برابر خواهد شد . از اينروى فورا تصميم گرفته شد ، كه در اين ده روز بيستم مارس - بدون توجه به اينكه روستاهاى اطراف در چه روزى جشن خواهند گرفت - نوروز گرفته شود . ظاهرا ايرانيها هم مانند مصريها و عربها در تعيين روزهاى جشن خود ترديد دارند « 1 » . روز بيستم مارس روستاييها لباسى بهتر از معمول پوشيده بودند و در اين روز كار نكردند . لباس بهتر پوشيدن و كار نكردن تنها نشانههايى بود از اينكه اين روز ، روز عيد است و چون هنوز ماه رمضان بود ، آنها تمام روز اجازه خوردن چيزى را نداشتند . البته آنها شب جبران نخوردن روز را كردند ، اما در منتهاى سكوت و آرامش . روز بيست و دوم مارس ماه ديده شد و روز بعد عيد قربان « 2 » بود ، اما عيد قربان هم به آرامى برگزار شد . اطراف تختجمشيد بيابان است . وقتى من در تختجمشيد بودم ، كمكم هشت تا ده خانوادهء تركمن و كرد كوچنشين ، با گلههاى كوچك خود ، به بيابان زيبايى كه فقط قسمتهايى از آن زير كشت بود ، آمدند . آنها چون انسانى را با لباس اروپايى در خرابهها مىديدند ، اغلب به ديدن من مىآمدند و از اينكه آدمى مىتواند از روى كنجكاوى دست به سفرى طولانى بزند و تمام روز را در اينجا نقاشى بكند و بنويسد ، در شگفت بودند . بااينكه من كسى جز يك خدمتكار همراه نداشتم ، هيچكس مزاحمتى برايم فراهم نمىكرد . حتى خدمتكارم از ملاقات آنها سود مىبرد . او از آنها به مقدار زيادى شير دريافت مىكرد و احتياجى
--> ( 1 ) . ظاهرا منظور نيبور عيد فطر است . ( 2 ) . منظور عيد فطر است . ظاهرا نيبور عيد فطر را با عيد قربان اشتباه كرده است .